تبلیغات
مكتب امام علی علیه السلام - راز کثرت احادیث امام صادق (ع)

راز کثرت احادیث امام صادق (ع)

نویسنده :علی عباس زاده
تاریخ:یکشنبه 23 مهر 1396-08:47 ق.ظ

راز کثرت احادیث امام صادق (ع)/علت عدم حضور امام در قیام های زمان خویش

 به منظور آشنایی هرچه بیشتر با حیات پربرکت امام صادق (ع) مصاحبه ای با استاد محمد الله اکبری، عضو هیئت علمی گروه تاریخ مجتمع عالی آموزشی عالی امام خمینی (ره) انجام شده است که به اطلاع علاقه مندان می رسد.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

ل

همان طور که می دانیم امام صادق (ع) نسبت به سائر ائمه (ع) احادیث بیشتری دارند، تحلیل حضرت عالی از این کثرت احادیث منسوب به امام صادق (ع) چیست؟

درباره صدور احادیث زیاد از امام صادق (ع) زمینه ها و عوامل مختلفی دخیل بوده اند که ذیلاً به آن ها اشاره می کنم:
1- کسی که کثیر النقل است معمولاً مورد جعل و سوءاستفاده قرار می گیرد؛ یعنی افراد، جریانات، احزاب و فرقه ها برای اثبات خویش و ردّ مخالفین خویش به او استناد می کنند و احادیثی را منسوب به او جعل می کنند. در میان صحابه پیامبر (ص) و حتی اعضاء خانواده پیامبر (ص) هم افرادی بوده اند که احادیثی را به آنان نسبت داده اند که روح ایشان از آن حدیث خبر نداشته است. در مورد امام صادق (ع) هم جریان های فکری کلامی و احزاب مختلف برای دفع مخالفین و دشمنان خود احادیثی را جعل و به ایشان منسوب ساخته اند. مصادیق متعددی برای اثبات این ادعا وجود دارد که از بیان آن صرف نظر می کنم.
2- دومین زمینه برای کثرت احادیث امام صادق (ع) قیام بنی عباس بود. بنی امیه با راهبرد عدم آگاهی میان مردم و رسوخ جهل میان آنان حکومت می کردند. بنی عباس اگرچه در انقلاب خویش سیاست و قدرت را به دست گرفتند ولی انقلاب آن ها صرفاً سیاسی نبود بلکه فکری و فرهنگی بود. این انقلاب سبب شد مردم خصوصاً غیر عرب به علم آموزی روی آوردند. امام صادق (ع) در فضای جدید قرار گرفتند و اگر کسی راویان حضرت را به لحاظ قومی و نژاد بررسی کند به صدق گفته فوق پی می برد.
3- حد فاصل اموی-عباسی، فرصتی ایجاد کرد که امام (ع) آزادانه تر به تبلیغ مذهب بپردازند. منظورم از این حدفاصل، سالهای پایانی حکومت امویان، تقریباً از 125. ه تا سالهای آغازین عباسیان، این دوران فرصت طلایی برای امام صادق (ع) پدید آورد.
4- زمینه دیگری که شاید به اندازه سه زمین فوق قوت داشته باشد مسئله حضور امام (ع) در عراق است. در توضیح این مطلب باید گفت که وقتی منصور دوانقی به خلافت رسید از چند حیث احساس خطر می کرد، اول ابومسلم خراسانی، دوم از طرف عمویش، عبدالله بن علی و سوم از طرف علویان که چهره شاخص آنان امام صادق (ع) بود. خطر ابومسلم خراسانی و عبدالله بن علی در همان سالهای اول خلافت منصور دوانقی دفع شد. برای کم کردن خطر امام صادق (ع)، ایشان را به عراق منتقل ساخت اگرچه در این را توفیقی نیافت و مجبور شد امام را مجدداً به مدینه برگرداند زیرا با حضور امام (ع) در عراق، مردم زیادی ازجمله غیر عرب ها (خراسانی ها) به زیارت امام می آمدند و مراتب علاقه خویش را به امام (ع) ابراز می کردند. این موضوع باعث شد منصور به هدف خویش نرسد بلکه احساس خطر بیشتر هم بشود زیرا خراسانی ها علاقه مند به امام (ع) اکثر از رجال نظامی و انتظامی منصور دوانقی بودند. مشخص نیست که امام چقدر در عراق بودند ولی از 6 ماه تا 2 سال می توان حدس زد که امام (ع) در عراق بوده باشد. عراق به خلاف حجاز که نقل گرا هستند، متأثر از فضای علمی ایران و جندی شاپور و مراکز فلسفی، عقل گرا هستند روحیه پرسش گری دارند اهل ان قلت و قلت و طرح اشکال هستند. امام (ع) در طول امامتشان در این منطقه با پرسشگران متفاوتی روبرو هستند و در زمینه های مختلف از فقه و احکام شرعی گرفته تا بحث های فلسفی و کلامی احادیث متعددی دارند.
5- آخرین عامل در کثرت نقل در امام صادق (ع)، تمهیدی بود که قبلاً امام باقر (ع) اندیشیده بود و امام صادق (ع) نیز آن را پی گرفت. ایشان در سفر حج، چه در مسیر و چه در حضور در مکه خصوصاً در منی پاسخگوی افراد زیادی بودند که این افراد، سخنان شنیده شده از امام (ع) را در شهرهای خودشان نقل می کردند.
 نکته ای که در پایان این بخش می خواهم عرض کنم این است که امام (ع) خصوصاً در دوران خلافت عباسی ها بیشتر تحت نظر بودند و در تنگنا بودند ولی امام (ع) تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد و از آن بهره های فراوانی برد.

چرا امام (ع) در هیچ قیامی در عصر خود شرکت نکردند؟

قبل از پاسخ به این سؤال باید مقدمه ای را عرض کنم: سلسله نبوت و امامت، وظیفه ای جز هدایت انسان ها ندارند، وظیفه آنان این است تا با کمک عقل و نورافکنی بنام وحی، انسان را رشد دهند و مسیر صحیح را به انسان ها نشان دهند و این مهم را انجام می دهند چه حکومت داشته باشند و چه حکومت نداشته باشند البته اگر حکومت و قدرت داشته باشند راحت تر و بهتر می توانند به ایفاء این نقش بپردازند. نکته دیگر که به عنوان مقدمه باید عرض کنم این است که هدایت اختیاری است و انسان ها باید از روی اختیار هدایت شوند و نه اجبار و اکراه، آیات متعددی از قرآن بر این نکته تأکیددارند که هیچ اجباری در پذیرش هدایت الهی وجود ندارد. با حفظ این مقدمه باید بگویم، باید پرسید که چرا مردم (قیام کنندگان) اطراف امام (ع) را نگرفتند و امام صادق (ع) را به عنوان رهبر خویش در قیام برنگزیدند نه اینکه بپرسیم امام (ع) در این قیام ها شرکت نکرد.


منبع: 
سایت سخن تاریخ



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر